برابرهای واژه العبور صعب به پارسی
جستن واژهای دیگرالعبور صعب
برابرهای پارسی
سخت، دشوار، بد
واژه «العبور صعب» یک واژه بیگانه است که برابر آن در پارسی سره «سخت، دشوار، بد» میباشد.
به جای «العبور صعب» بگوییم «سخت، دشوار، بد»
برابرها به پارسیگ (پهلوی)
برابرها به تاجیکی (سیریلیک)
Баробарҳо ба тоҷикӣ
برابرها در شاهنامه
بد
کزین سه رسد نیک و بد بیگمان
نداند بد و نیک فرجام کار
چو دانا توانا بد و دادگر
چو خواهی که یابی ز هر بد رها
بد و نیک نزدیک او آشکار
دشوار
که پوینده را راه دشوار گشت
که آن آرزو بر تو دشوار نیست
بدین راه دشوار با باد و گرد
که رخشنده دشوار شایدش کرد
بسازیم و این کار دشوار نیست
سخت
بخورد و برو آفرین کرد سخت
به دشنام زشت و به آواز سخت
بران گونه ضحاک را بسته سخت
یکی سخت پیمان ستد زو نخست
یکی سخت پیمانت خواهم نخست
نیاز به نگارهٔ این واژه برای همرسانی دارید؟
با دکمهٔ زیر، نگارهٔ این واژه را بسازید
دروازهٔ پاسبان
ابزارها و بخشهای پاسبان
گنجینهٔ واژگان
بیش از دههزار واژهٔ پارسی در دسترس شما
نوشتار
آشنایی با زبان پارسی و روند دگرگونی واژگان
نبیگخانه
نبیگهایی برای آشنایی با زبان پارسی
هوشمان تلگرامی
هوشمانی برای فراخوان کاربران گروه به پارسیگویی
پالایشگر پاسبان
ابزاری برای دگرش نویسهها به پارسی
پارسیساز پاسبان
ابزار هوشمند پارسیسازی نوشتار
بازی پارسیآموز
واژگان پارسی را برگزینید
واکاوگر تارنما
گزارش واژگان بیگانه در تارنماها
گنجینهٔ پارسیگ
واژههای پارسیِ میانه (پهلوی) — 𐭯𐭠𐭩𐭬𐭩𐭠𐭯
دربارهٔ پاسبان
درباره گروه گسترشدهندگان پاسبان
واژهٔ بختآورد
چم: ازدچین، انیشه